شيخ ذبيح الله محلاتى

95

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

چون به خدمت رسول خدا مشرف شدم زنها از جاى برخواستند و بحجرات خود رفتند و من در برابر آن سرور نشستم درحالىكه سر به زير انداخته بودم و از فرط حيا سخن نمىگفتم رسول اكرم فرمودند يا على آيا دوست دارى به زوجه خود وارد شوى عرض كردم نعم فداك ابى و امى پس فرمود نعم حبا و كرامة يا على امشب بر او وارد مىشوى يا فردا شب ان‌شاءالله وليمهء زفاف فاطمة ( ع ) ( نا ) رسول خدا فرمودند يا على طعامي براى اهل خود مهيا كن اينك در نزد ما نان و گوشت حاضر است بر تو است كه خرما و روغن و كشك فراهم آورده بنزديك ما حاضر كنى لاجرم على عليه السّلام آن جمله را حاضر ساخت و پيغمبر آستين برزد و آن خرما را در كشك و روغن هريسه كرد و با گوشت و نان فراوان بنزد على عليه السّلام گذاشت و فرمود هرك را خواهى دعوت كن امير المؤمنين عليه السّلام جانب مسجد گرفت و خوش نداشت كه جماعتى حاضر و گروهى غائب باشند پس بر مكانى بلند برآمد و ندا درداد كه اى جماعت مهاجر و انصار از بهر وليمهء فاطمه ( ع ) حاضر شويد خداوند بانگ آن حضرت را بر تمامت مردم مدينه بشنوانيد مهاجر و انصار گروه از پس گروه دررسيدند افزون از چهار هزار تن انجمن شدند على عليه السّلام از وفور خاص و عام و قلت طعام پژمرده‌خاطر و شرمناك بود رسول خدا فرمود يا على بيم مكن انى سادعو اللّه بالبركة همانا من خداى را مىخوانم تا اين طعام را وافى و كافى همىكند بالجمله مردمان فراهم آمدند و سير بخوردند و بياشاميدند و دعاى خير بگفتند و برفتند و از آن طعام چيزى كم نشد اين وقت رسول خدا كاسهاى بزرگ طلبيد و از وليمه پر كرد و براى هريك از زوجات طاهرات فرستاد و قدحى ديگر طلب كرد و از وليمه بيا كند و فرمود اين بهر فاطمه و شوهر او است تا هنگام فرود شدن آفتاب اين كار خاتمه پذيرفت اين وقت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم زوجات مطهرات را فرمود هيئوا لا بنتي و ابن عمى فى حجرتى بيتا يعنى از براى دختر من و پسر عم من در سراى من وثاقى بزينت كنيد مكشوف باد كه دو بعضى از روايات ام سلمه